1_در سربازخونه.....سرهنگ: اسمت چيه؟
سرباز: ممد.
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: تفنگ.
سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....
سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟
سرباز: شعبان .
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: خواهر, مادر ممده.
2_ترکه ادعای پیغمبری میکنه ، بهش میگن اگر راست میگی کتابت کو ؟ میگه : چتاب نیست ، حالا فیلاً جزوه میگم بنویسید.
3_ترکه برای مسابقه دو ، دوپینگ میکنه ، برای اینکه لو نره نفره آخر میشه.
4_یه روز تركا مي خواستن فارس رو به جرم جك تركي گفتن تو اتاق گاز اعدامش كنند مى برنش تو اتاق و مى بندنش به صندلى یه کپسول گاز میارن يهو فارسه مي بيننه اتاق سقف نداره بالا سرشم يه سرباز ترك نشسته . ميگه : هاي خره ، اين اتاق كه سقف نداره جه جوري مي خواين منو خفه كنين تركم مي گه وقتي كپسول گاز خورد تو سرت مردي مي فهمي.
5_به يه معتاده ميگن اون دويست تومني رو از زمين وردار معتاده برميگرده ميگه : مگه من وژنه بردارم!
6_میدونید رشتی ها به موتور گازی چی میگن ؟ دوچرخه خشمگین
7_يك روز خره لنز مي زنه ميره تو جنگل همه نگاهش ميكنن ميگه چيه تا حالا آهو نديديد
8_یه روز معلمه به شاگردش میگه : بگو ببینم ، گور خر از چه خانواده ایه ؟ میگه : آقا ما تازه اومدیم توی این محل ، همسایه ها رو نمیشناسیم.
9_یه تركه دماوند و فتح مي كنه ، ازش مي پرسن : آقا انگيزه شما از اين فتح بزرگ چي بود؟ ميگه : والا انجيزه كي نداشتيم ، بار بهمون دادن ما هم رفتيم
10_دو تا ترك تو سازمان فضائي ناسا كار ميكردن . هر روز ميرفتن كافي شاپ و به گارسون ميگفتن قهوه ترك داري گارسون هم ميگفته نخير نداريم خلاصه چند بار اين موضوع تكرار ميشه تا گارسون صبرش تموم ميشه يه روز كه ميان و ميگن كه قهوه ترك داري گارسون ميگه بله داريم بنشينيد تا براتون بيارم بعد هم ميره و تو قهوه سوخت موشك ميريزه مياره ميزاره جلو تركا اونها هم با به به و چه چه ميخورن و ميرن نصف شب تلفن يكيشون زنگ ميزنه گوشي رو بر ميداره ميگه: ها بفرما دومي ميگه : الو اوروج خودتي اولي ميگه ها بيوك توئي چيكار داري دومي ميگه : ببينم اوروج دور چشات قرمز نشده اولي ميگه: ها چرا قرمز شده دومي ميگه : ببينم شيكمت باد نچرده . اولي ميگه : چرا چرا باد چرده. دومي ميگه : هــي نچسي ها من سنگاپورم.
11_ترکه داشته خاطره تعريف ميکرده ، ميگه : ما ساله 49 با دو نفر دعوامون شد ، بعد ميگه : سال 49 دو نفر خيلی بود ها.
12_تركه ميره بقالي ، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
13_تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
14_تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم
15_به يه تركه ميگن : شما هنوز به ق ميگيد گ ؟ ميگه : نه اون مال گديم گديما بود
16_ترکه خوابش سنگین بوده ، تختش میشکنه
17_به ترکه چنگ میزنن ، میشه خرچنگ
18_یه ترکه یه دو هزار تومنی دستش بوده ، میخواسته بره مشروب بخره ، بعد سره راه پلیس رو میبینه ، دو هزار تومنی رو از ترس پرت میکنه توی جوب.
19_ترکه ميخواسته کبريت سوخته روشن کنه ، خوب روشن نمی شده ، دوستش بهش ميگه : شايد کبريتت خرابه.ترکه ميگه : نه بابا ايلده پنج دقيقه پيش روشن بود
20_یه روز ترکه و آمریکایی و ایرانی رو میخواستن ببرن جهنم . آمریکایی یه فرغون بر میداره یه شهید میندازه توش میره به فرشتهه میگه من شهید آوردم . فرشتهه میگه برو بهشت. ایرانی میره میگرده شهید پیدا نمیکنه یه جانباز میبره اونم میره تو بهشت.ترکه هر چی میگرده نه شهید پیدا میکنه نه جانباز یه فرقون خالی میبره میگه من مفقود الاثر آوردم