ترجمه Weight of the World

Weight of the World

Feels like the weight of the world

احساساتم مشابه سنگینی دنیایند!

like God in heaven gave me a turn

همانند اینکه خداوند مرا در عرش گرداند!

don't cling to me, I swear I can't fix you

به من نچسب، من سوگند خورده ام که نمی توانم تو را تنبیه کنم!

still in the dark, can you fix me?

باز هم در تاریکی، آیا مرا تنبیه می کنی؟

freefall, freefall, all through life

سقوط آزاد، سقوط آزاد، در سراسر زندگی!

If you love me, then let go of me

اگر مرا دوست داری، پس بگذار بروم!

I wont be held down by who I used to be

آموخته ام پایین نگاهت دارم بوسیله کسیکه تمرین کرده است تا زندگی کند!

she's nothing to me

او در برابر من بی آرزش است!

Feels like the weight of the world

احساساتم مشابه سنگینی دنیایند!

like all my screaming has gone unheard

گویی همه فریادهایم ناشنیده، رفته اند!

and ohm I know you don't believe in me

و اوه من می دانم تو مرا باور نداری!

safe in the dark, how can you see?

محفوظ در تاریکی چگونه می توانی ببینی؟

freefall, freefall, all through life

سقوط آزاد، سقوط آزاد، در سراسر زندگی!

If you love me, then let go of me

اگر مرا دوست داری، پس بگذار بروم!

I wont be held down by who I used to be

آموخته ام پایین نگاهت دارم بوسیله کسیکه تمرین کرده است تا زندگی کند

 

ترجمه ترانه All that I'm living for از EVANESCENCE

All that I'm living for

تمام چیزی که برایش زندگی می کنم.

all that I'm dying for

تمام چیزی که برایش می میرم!

all that I can't ignore alone at night

تمام چیزی که در شب نمی توانم نادیده پندارمش!

I can feel the night beginning

می توانم احساس کنم که شب آغاز می شود!

separate me from the living

مرا اززندگی جدا کن!

understanding me

مرا می فهمی!

after all I've seen

پس از همه چیزهایی که باید می دیدم!

piecing every thought together

همه افکار را با هم ترکیب کن!

find the words to make me better

کلماتی را بیاب که مرا بهتر کند!

if I only knew how to pull myself apart

اگر من فقط می دانستم چگونه خودم را خرد کنم!

All that I'm living for

تمام چیزی که برایش زندگی می کنم.

all that I'm dying for

تمام چیزی که برایش می میرم!

all that I can't ignore alone at night

تمام چیزی که در شب نمی توانم نادیده پندارمش!

all that I'm wanted for

تمام چیزی که برایش می خواستم!

although I wanted more

گر چه من بیشتر می خواستم!

lock the last open door- my ghosts are gaining on me

آخرین در باز را قفل کن-اشباحم همواره به من می رسند!

I believe that dreams are sacred

باور دارم که رویاها مقدسند!

take my darkest fears and play them

تاریکترین رویاهایم را ببر و به بازی بگیرشان!

like a lullaby

همانند یک لالایی!

like a reason why

همانند یک پرسش و پاسخ!

like a play of my obsessions

همانند نمایش عقده های روحی!

make me understand the lesson

درس را به من بفهمان!

so I'll find myself

بنابراین من خودم را خواهم یافت!

so I wont be lost again

بنابراین دوباره گم نخواهم شد!

All that I'm living for

تمام چیزی که برایش زندگی می کنم.

all that I'm dying for

تمام چیزی که برایش می میرم!

all that I can't ignore alone at night

تمام چیزی که در شب نمی توانم نادیده پندارمش!

all that I'm wanted for

تمام چیزی که برایش می خواستم!

although I wanted more

گر چه من بیشتر می خواستم!

lock the last open door- my ghosts are gaining on me

آخرین در باز را قفل کن-اشباحم همواره به من می رسند!

Guess I thought I'd have to change the world

آیا گمان می کنم فکر من باید دنیا را تغییر دهد؟

to make you see me

تا تو مرا ببینی!

to be the one

تا شخصی باشی!

I could have run forever

می توانستم همواره دوام یابم!

but how for would I have come

لیکن چگونه می خواستم بیابم.

without mourning your love?

بدون ماتم عشق تو؟

All that I'm living for

تمام چیزی که برایش زندگی می کنم.

all that I'm dying for

تمام چیزی که برایش می میرم!

all that I can't ignore alone at night

تمام چیزی که در شب نمی توانم نادیده پندارمش!

all that I'm wanted for

تمام چیزی که برایش می خواستم!

although I wanted more

گر چه من بیشتر می خواستم!

lock the last open door- my ghosts are gaining on me

آخرین در باز را قفل کن-اشباحم همواره به من می رسند!

should it hurt to love you?

آیا این باید صدمه ببیند تا تو را دوست بدارد؟

should I feel like I do?

آیا من احساس کنم همانند اینکه انجام دهم؟

should I lock the last open door ?

آیا باید آخرین در باز را قفل کنم؟

my ghosts are gaining on me

اشباحم همواره به من می رسند

 

Evanescence ترجمه ترانه Your Star

 

Your Star

I can't see your star

نمی توانم ستاره ات را ببینم!

I can't see your star

نمی توانم ستاره ات را ببینم!

though I patiently waited, bedside, for the death of today

گرچه صبورانه منتظر مانده ام، کنار بستر، برای مرگ امروز...!

I can't see your star

نمی توانم ستاره ات را ببینم!

the mechanical lights of Lisbon frightened it away

نورهای ماشینی(مصنوعی) لیسبون(شهر) به وحشت انداختندش(ستاره را)!

and I'm alone now

و اکنون من تنها هستم!

me and all I stood for

من و همه چیزهایی که برایشان ایستاده بودم!

we're wandering now

اکنون ما سرگردانیم!

all in parts in pieces, swim lonely

همه در پاره هایی در قطعات، غریبانه شناوریم!

find your own way out

راه خروج خودت را بیاب!

I can't see your star

نمی توانم ستاره ات را ببینم!

I can't see your star

نمی توانم ستاره ات را ببینم!

? how can the darkness feel so wrong

تاریکی چگونه می تواند اینقدر اشتباه محسوس شود؟!

and I'm alone now

و اکنون من تنها هستم!

me and all I stood for

من و همه چیزهایی که برایشان ایستاده بودم!

we're wandering now

اکنون ما سرگردانیم!

all in parts in pieces, swim lonely

همه در پاره هایی در قطعات، غریبانه شناوریم!

find your own way out

راه خروج خودت را بیاب!

So far away

خیلی دورتر...

its growing colder without your love

این (ستاره) بدون عشق تو سردتر می گردد!

? why can't you feel me calling your name

چرا نمی توانی احساس کنی که من نامت را صدا میزنم؟!

can't break the silence

نمی توانم سکوت را بشکنم!

its breaking me

این (سکوت) مرا می شکند!

all my fears turn to rage

همه هراسهایم مرا به سمت دیوانگی سوق می دهند!

and I'm alone now me

و اکنون من تنها هستم!

and all I stood for

من و همه چیزهایی که برایشان ایستاده بودم!

we're wandering now

اکنون ما سرگردانیم!

all in parts and pieces, swim lonely

همه در پاره هایی در قطعات، غریبانه شناوریم!

find your own way out

راه خروج خودت را بیاب

حواست نیست

تو میخندی حواست نیست

من آروم میمیرم

تو میرقصی و من عاشق شدن رو یاد میگیرم

چه جذابی چه گیرایی

چه بی منطق به چشمات میشه عادت کرد

توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد

منو پک میزنی آروم خرابم میکنی از هم

رژ لب روی ته سیگار

تن من زیر خاکستر

 

تنم میلرزه و میری حواست نیست

هوامو کام میگیری حواست نیست

حواسم هست و میمیرم حواست نیست

کنارت اوج میگیرم حواست نیست

تو میخندی حواست نیست...

لحظه ديدار

لحظه ديدار نزديك است .

باز من ديوانه ام، مستم .

باز می لرزد، دلم، دستم .

باز گويی در جهان ديگری هستم .

هاي ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تيغ !

هاي ! نپريشی صفای زلفم را، دست!

آبرويم را نريزی، دل !

- اي نخورده مست -

لحظه ديدار نزديك است

مهدی اخوان ثالث

قيصر رفت

(تو ادامه ی مطلب میتونید چند تا شعر قشنگ دیگه از قيصر امين پور رو بخونید)

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهاي شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظه‌های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگانی، زندگيهای اداری
آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سرشكسته، چشمهايي پينه‌بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری
صندليهای خميده، ميزهای صف‌كشيده
خنده‌های لب پريده، گريه‌های اختياری
عصر جدولهای خالی، پاركهای اين حوالی
پرسه‌های بی‌خيالی، صندليهای خماری
سرنوشت روزها را روی هم سنجاق كردم
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری
عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث:
در ستون تسليت‌ها نامی از ما يادگاری

ادامه نوشته

رفیق روزهای خوب

من از تو دل نمیبرم

اگرچه از تو دلخورم

اگرچه گفته ای تورا

به خاطرات بسپرم

هنوز هم خیال کن

کنار تو نشسته ام

منی که در جوانیم

به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آینه

شبانه خنده میکنی

من شکست داده را

خودت برنده میکنی

نیامدی و سالها

غزل یه جاده دوختم

بیا ببین که بی تو من

چه عاشقانه سوختم

                                       رفیق روزهای خوب

                                       رفیق خوب روزها

                                       همیشه ماندگار من

                                       همیشه در هنوزها

                                       صدا بزن مرا شبی

                                       به غربتی که ساختی

                                       به لحظه ای که عشق را

                                       بدون من شناختی

محسن چاوشی

نامه ی چارلی چاپلین به دخترش

نامه ی چارلی چاپلین به دخترش

ژرالدین دخترم !

     اینجا شب است.... یک شب نوول.در قلعه ی کوچک من همه ی این سپاهیان بی سلاح خفته اند نه برادر و خواهر تو و حتی مادرت...به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم خودم را به این اطاق کوچک نیمه روشن به این اطاق انتظار پیش از مرگ برسانم.من از تو بسی دورم خیلی دور...اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تورا از خانه ی چشم من دور کنند.تصویر تو آنجا روی میز هم هست.تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست.اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه ی پر شکوه تأتر شانزه لیزه میرقصی.این را میدانم و چنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را میشنوم و در این ظلمات زمستانی برق ستارگان چشمانت را میبینم.شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و شکوه ، نقش آن شاهدخت است که اسیر خان تاتار شده است.شاهزاده خانم باش وبرقص ستاره باش و بدرخش اما اگر قهقه ی تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ترا فرصت هوشیاری داد در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار.

                                     

ادامه نوشته

The shape of my heart

یه ترانه ی شاهکار از نابغه ی موسیقی انگلستان sting

He deals the cards as a meditation

And those he plays never suspect

He doesn't plays for the money he wins

He don't play for respect

 

He deals the cards to find the answer

The sacred geometry of chance

The hidden law of a probable outcome

The numbers lead a dance

 

I know that the spades are the swords of a soldier

I know that the clubs are weapons of war

I know that diamonds mean money for this art

But that's not the shape of my heart

 

He may play the jack of diamonds

He may lay the queen of spades

He may conceal a king in his hand

While the memory of it fades

 

I know that the spades are the swords of a soldier

I know that the clubs are weapons of war

I know that diamonds mean money for this art

But that's not the shape of my heart

 

And if I told you that I loved you

You'd maybe tjink there's something wrong

I'm not a man of too many faces

The mask I wear is one

 

Well , those who speak know nothin'

And find out to their cost

Like those who curse their luck in too many places

And those who fear are lost

 

I know that the spades are the swords of a soldier

I know that the clubs are weapons of war

I know that diamonds mean money for this art

But that's not the shape of my heart

That's not the shape ,the shape of my heart

That's not the shape ,the shape of my heart

 

(Leon's film music)

حسوديم می شود

می گويند همين حوالی
تو را هم ديده اند
که بی خيال آرزوهای من
٬
دست در دست غريبه ای برای خودت آشنا
بسوی نمی دانم کدام راه ناپيدايی
- مثل همين فرداهای بی اعتبار -
می رفتی.
حالا هی حسو‌ديم می شود!
به آن غريبه
٬
به دستهايش که در دست توست!
حتی به همه ی آنهايی که ترا ديده اند...
چه می دانم
٬
به هر چه با تو هست و با ديگری هست و
 در من نيست
حسوديم می شود

Image hosting by TinyPic

بی کسی

مانده ام در کوچه ها ی بی کسی

                               سنگ قبرم را نمیسازد کسی

مردم و خاکسترم را باد برد

                               بهترین یارم مرا از یاد برد

Image hosting by TinyPic

بی خیال

می سپارم دل به دریا،بی خیال

می شمارم لحظه ها را،بی خیال

می کشم بر دفتر نقاشی ام

نقش های زشت و زیبا،بی خیال

دوره گردی می شوم هر شب چو باد

دست تکرار غزل ها،بی خیال

گاه در آشفته بازار دلم

می شوم تنهای تنها،بی خیال

بی خبر از شعر پر تشویش عشق

می کنم خود را تماشا بی خیال

گاه می سازم برای روح خود

نردبانی تا ثریا،بی خیال

گاه از ترس نبود مصرعی

می زنم عمری تقلا،بی خیال

بی خیالم با خود اما با تو من

حرف هایی دارم اما...بی خیال

                 Image hosting by TinyPic

 

بیصدا بگذر از من

مرا با تو پیوستنی نیست

پیش از آنکه بشکنی

بی صدا بگذر از من

یکبار ولی مرا به نام صدا کن

 تا بلند بلند گریه کنم حسرتت را!

و یکبار بخند

خنده ات زیباست

خنده ات آرامش تمام بیقراری هاست

بیصدا بگذر از من

مرا با تو پیوستنی نیست

یکبار ولی

با نوای سه تارت

کوچه را در هم بریز و مرا

تا بلند بلند برایت بخوانم

آواز کوچه گردی های شبانه ات را!

خوش به حالت

 تو- لا اقل- مرا داری!     

Image hosting by TinyPic

اگه بگم

اگه بگم که قول می دم تا هميشه باهات باشم

اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط توییِ

اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تويی

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم

اگه بگم زندگيمو بذر بهارت می کنم

اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی

اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی

ميشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال؟

ميشی برام باغبون ميوه های تشنه وکال؟

ميشی برام ماه شباِی بی سحر؟

ميشی برام ستاره ی راه سفر؟

ولی بدون هرجا باشِی يا نباشی مال منی

بدون اگه برای من هم نباشِی عشق منی

برای سعادتت شبا شعرامو من داد می زنم

برای خوشبختی تو خدا رو فرياد می زنم

jeegi

 Image hosting by TinyPic

چشم تو

Image hosting by TinyPic

من و تو

مثه درد سبز عشقی با یه دریا پر از امید

حرمت نجابتت رو میشه تا خود خدا دید

با یه دریا پر از احساس منم اون همیشه با تو

گرمیه قلبم و دستام پیشکش تنهایی تو

میدونم که ما اسیریم تا که همصدا نخونیم

غربت ترانه هارو توی این قفس میمونیم

اگه تا سپیده ی صبح برسه فصل اقاقی

میتونیم با لمس این عشق بشکنیم غرور یاغی

من و تو جرات مرگیم توی لحظه های آخر

میشه تا مرز تن عشق برسی مثله یه مادر

من و تو فرصت پرواز همه پرنده هاییم

واسه تا ابد رهایی ما دو بال آشنایی

فرزاد فرزین

اگه

اگه يه روز چشمات پر از اشك شد و دنبال شونه ای گشتی تا گريه كنی صدام كن ، قول نميدم اشكاِی تو رو پاك كنم ، منم باهات گريه ميكنم.

اگه دنبال مجسمه ی سكوتِی گشتی تا سرش داد بزنی صدام كن ، قول ميدم ساكت بمونم.

اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرتت رو در اون دفن كنی صدام كن، قلبم تنها خرابه ی وجود توست.

اگه يه روز صدات كردم كه بهت نياز دارم، بهم نگو كجايی، فقط يه لحظه چشاتو ببند و به من فكر كن...

jeegi

Image hosting by TinyPic 

می خواهم

چشمانت را برای زندگی می خواهم

اسمت را برای دلخوشی می خوانم

دلت را برای عاشقی می خواهم

صدایت را برای شادابی می شنوم

دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم

عطرت را برای مستی می بویم

خیالت را برای پرواز می خواهم

                                            و

                                               خودت را نیز برای پرستش...

jeegi

Image hosting by TinyPic

ای كاش

تنهای تنها بودم با تنهايی درد دل مِی كردم من بودم و يك دنيا تنهايی تو آمدی و مرا عاشق كردی عاشق آن قلب پر از محبت كردی مرا در اين دنيا عاشقی در به در كردی. بدان كه به آسانی گرفتار تو نشدم ، در اين راه عاشقی سختی كشيدم درد كشيدم انتظار سختی كشيدم تا با تو و عاشق تو بمانم تو با ماندنت در كنارم كاری كن كه همه ی اين سختِ ها را از ياد ببرم.

اينك كه من گرفتار توشدم و راهی براِی بازگشت به تنهايِ ندارم تا آخر راه با تو می مانم بدان كه برای عشقت جان خواهم داد زندگِ ام فدای تو، اين قلب كوچك و پر از غمم برای تو، اين همه احساس پر از عشق در وجودم نيز تقديم به تو، بدان كه بيشتر از همه چيز دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.

باز می نويسم كه دوستت دارم عزيزم خيلی دوستت دارم ای كاش تو در كنارم بودی تا درد دلم را از نزديك با چشمانت در ميان می گذاشتم كاش فاصله ای بين ما نبود تا با هم به سرزمينی می رفتيم كه تنهای تنها ولی با هم بوديم كاش می توانستم آن اشكهايی كه از روِ عاشقی مِی ريزی را با همين دستانم از روی گونه هاِی نازنينت پاك كنم ای كاش...

jeegi

Image hosting by TinyPic

تا ابد کنارم باش

پشت احساس عمیق دل من شهری از جنس دل است که اگر پا گذاری آنجا روی هر خشت و گلش نام خودت را بینی و اگر منت خود را به سرم بگذاری با قدمت روی نگاهم بنشینی آنجا

دختری را تو ببینی که لباسش پر گلهای اقاقیست ، بنفشه ست ، یاس است و به سویت آید با نگاهی که پر از احساس است .

گوش کن زیر لبش زمزمه ای میخواند که اگر تا مهتاب تو کنارم باشی آسمان دل من تا به ابد آبی است.

آه این قلب پراز خواهش من از جدایی نگاه تو دگر عاصی است تو بمان تا به سحر نه سحر تا به ابد عشق همین جا جاریست ، این همه زیبایی و چراغانی شهر دل من مال تو است.

امشب این جا جشن است و تمام گلها میرقصند قاصدک جار زده که تو این جا هستی شاپرک آمد وگفت هدیه تان آماده ست باز کن هستی من تاب ندارم دیگرو تو پوشال دلم را دیدی ومیان گل نرگس ، تو کلیدی دیدی ومن آرام در گوش تو رازش گفتم وتو آرام نگاهم کردی تو به من خندیدی تو کلید دل من را به ته رود صفا انداختی تو کنارم ماندی نه به مهتاب و سحر تو کنارم ماندی تا به ابد.

jeegi

Image hosting by TinyPic