ای كاش
تنهای تنها بودم با تنهايی درد دل مِی كردم من بودم و يك دنيا تنهايی تو آمدی و مرا عاشق كردی عاشق آن قلب پر از محبت كردی مرا در اين دنيا عاشقی در به در كردی. بدان كه به آسانی گرفتار تو نشدم ، در اين راه عاشقی سختی كشيدم درد كشيدم انتظار سختی كشيدم تا با تو و عاشق تو بمانم تو با ماندنت در كنارم كاری كن كه همه ی اين سختِ ها را از ياد ببرم.
اينك كه من گرفتار توشدم و راهی براِی بازگشت به تنهايِ ندارم تا آخر راه با تو می مانم بدان كه برای عشقت جان خواهم داد زندگِ ام فدای تو، اين قلب كوچك و پر از غمم برای تو، اين همه احساس پر از عشق در وجودم نيز تقديم به تو، بدان كه بيشتر از همه چيز دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.
باز می نويسم كه دوستت دارم عزيزم خيلی دوستت دارم ای كاش تو در كنارم بودی تا درد دلم را از نزديك با چشمانت در ميان می گذاشتم كاش فاصله ای بين ما نبود تا با هم به سرزمينی می رفتيم كه تنهای تنها ولی با هم بوديم كاش می توانستم آن اشكهايی كه از روِ عاشقی مِی ريزی را با همين دستانم از روی گونه هاِی نازنينت پاك كنم ای كاش...
jeegi


