محسن چاوشی

سلام امروز میخوام براتون یه چیزایی بزارم که خیلی باحاله

اولی آدرس وبلاگ محسن چاوشی که خودش شخصا توش مینویسه

http://www.mchavoshi.parsiblog.com

دومی هم آدرس سایت شخصی محسن خان هستش که البته هنوز کامل نشده و در حال ساخت

http://www.mchavoshi.com

خوب کرک و پرتون ریخت هنوز نریخته پس باقی رو بخونین

Email آقا محسن                                            cha_voshi@yahoo.com

 Id            آقا محسن                                                  cha_voshi

اگرم اینایی رو که نوشتم باور ندارین میتونین آزمایش کنین

اینم بیوگرافی استاد چاوشی:

محسن چاوشی حسینی

مرداد 1358

خرمشهر

ساکن تهران

مجرد

علاقه:حضرت ابوالفضل العباس

      روزهای با تو بودن خوب است ... خوبتر از همه روزهایی که آمده اند و رفته اند . دعا کن در زمانه ای که چشم های تو روشن تر و گرمتر از افتاب می تابد رفیق نیمه راه نباشم ...

      روزهای با تو بودن خوب است ... خوبتر از بهترین سرنوشتی که می توان رقم زد این را نسیمی که هر روز زلف درختان کوچه ما را شانه می زند می داند و آن شبنمی که هر سحرگاه بر پنجره اتاقم می نشیند ...

      روزهای با تو بودن خوب است و از همه پروانه ها و ستاره ها قشنگتر است و از همه اشکها زلال تر . این کلمات را همه می دانند حتی آن قلمی که برای نوشتن نام تو لحظه شماری می کند ...

      من با دیدن تو شاعر شده ام و با دیدن تو تولدی دوباره یافتم . من اولین شعرم را قبل از آفرینش زمین برای تو سروده ام کوه ها یک عمر می ایستند تا خورشید هر صبح بر شانه آنها بیدار شود و به تو لبخند بزند و رودها یک عمر می روند تا به تو برسند . آسمان سر پوشی است تا فرشته ها تو را نبینند و به تو رشک نبرند ...

 

jeegi

amir_2046

jeegi

نمیدانی چه دلتنگم

چه بیتابم

چه غمگینم

چه تنهایم

تورا هر شب صدا کردم

نمیبینی نمیخوابم

بیا تا باورت گردد

که بی تو کمتر از خاکم

ولی با تو به افلاکم

بیا با آرزوهایم

بسازم خانه ای در دل

سراغم را نمیگیری

مگر بیگانه ای با دل

 

jeegi

نوشته ی jeegi

کنار آشیانه ی تو آشیانه میکنم

فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم

کسی سوال میکند بخاطر چه زنده ای

منم برای زندگی تورا بهانه میکنم

 

نوشته ی jeegi

جوک

بازم سلام اینم ۳۲۲ جوک باحال البته جوک بیمزه هم توش پیدا میشه

 

1) تركه توی كوپه قطار به سمت مشهد می‌رفته، به روبروييش ميگه: به سلامتی از مشهد بر می ‌گرديد؟

 

2) رشتیه به بچش میگه بگو بابا ، بچه میگه اصغر آقا.

 

3) به ترکه میگن با جمشید جمله بساز ، میگه: من و اصکر و صفدر رفتیم سینما . میگن جمشید چی شد . میگه جمشید نیومد!!!

 

4) رشتیه داشته میرفته خونه تو راه یه مرده از کنارش رد میشه میگه: عباس آقا بی غیرت. رشتیه میره خونه به زنش قضیه رو میگه. زنش میگه ولش کن اون یارو دیوونس. فردای اون روز دوباره رشتیه همون یارو رو میبینه. این دفه که به هم میرسن مرده میگه: عباس آقا بی غیرت دهن لق.

 

5) ترکه داشته نوحه نگاه میکرده، میزنه آخرش ببینه شام میدن یا نه.

 

6) ترکه میره سر کوچه میشینه کوچه میره تو کونش.

 

7) یه ترکه یه بار میره مشهد دو بار میره قم بهش میگن مش قمقمه.

 

8) یه پسره به یه دختره میگه اسمت چیه؟

دختر: عطر گل یاس اسمم ثریاس

پسر : گوز تو هوا پخشه اسمم جهانبخشه

 

 9) دوباره یه پسره دیگه به یه دختره دیگه میگه اسمت چیه؟

دختر: سر تا پام ناز اسمم سولماز

پسر: چوب تو کونم گیره اسمم جهانگیره

 

10) ترکه میگوزه لایه ی اوزن پاره میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

11) میدونی پشت بچه های قزوین چی نوشته؟

نوشته با نگاهی به آینده درست مصرف کنیم.

 

12) قزوینیه موبایل پنتک میخره دونبال بچه میگرده.

 

13) یه مرده که خیلی لاغر بوده داشته تو کوچه راه میرفته که یه زنه رو میبینه. زنه مرده رو صدا میکنه...

زنه: آقا میشه یه لحظه بیاین اینجا

مرده: بله خواهش میکنم

زنه:میشه بیاین تو حیاط

مرده : بله حتما

زنه : میشه بیاین تو خونه

مرده : بله

زنه: میشه بیاین تو اتاق خواب

مرده که خیلی جو گیر شده بود: بله

تو اتاق چندتا بچه نشسته بودن.

زنه: بچه ها ببینین اگه غذا نخورین این شکلی میشین

 

14) به ترکه میگن با ارتش کوفه جمله بساز. ترکه میگه:

مثل گل بهاری     ارته شکوفه داری 

 

15) به رشتیه میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه 5 روز گرفتم خیلی اخلاقش خوب بود. میگن تو 5 روز چجوری شناختیش؟ میگه:

روزه اول که رفتم خونه دیدم 2تا مرد خونن گفتم اینا کین؟ گفت شوهرام ، اینجا فهمیدم صداقت داره 

روزه دوم دیدم 3تا مرد تو خونن گفتم اینا کین ؟ سرشو انداخت پایین ، فهمیدم نجابت داره

روزه سوم که داشتم میرفتم خونه دیدم جلوی در خونمون مردا صف کشیدن وقتی صف رو زدم کنار که برم جلو زنم گفت بورو ته صف ، اینجا فهمیدم عدالت داره

روزه چهارمم که رفتم خونه ی مادرش شکایت کنم دیدم جلوی خونه ی مادرشم صف بستن اینجام فهمیدم که اصالت داره.

 

16) تركه از رو جوب ميپره، شلوارش پاره ميشه. ميگه: خوب شد شلوار پام بود، اگه نه كونم پاره ميشد .

 

17) دو تا ترکه کونشونو به هم می چسبونن یکی می پرسه چیکار می کنید میگن داره مخرج مشترک می گیریم .

 

18) دوست دختر ترکه براش off میذاره میگه شب تنهام بیا پیشم میخوام ببوسمت . ترکه خوشش میاد send to all میکنه.

 

19) یک بار یه کور  دست میکشه رو رنده ، با خودش میگه : این چرت و پرتا چیه نوشتن ؟

 

20) يارو ميره خواستگاري درو پنجره ساز بوده ، ازش ميپرسن شغل شما چيه؟ ميگه نصب ويندوز .

 

21) تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!

 

22) یک سري از دانشمندان داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند ، يك رياضي دان را انتخاب مي‌كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج....  دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج.....  دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند ، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي.... يدي!

 

23) جورابه مست ميكنه ميگه :عمرا اگه لنگمو پيدا كني .

 

24) ترکه اکس مي خوره نفر اول المپياد فيزيک مي شه.

 

25) يه روز يه کتاب جک پاره مي شه از توش۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰تا ترک مي ريزه بيرون .

 

26) يارو تلويزيون رو روشن ميكنه  كانال ۱: قرآن.  كانال ۲: قرآن.  كانال ۳:قرآن.  كانال۴: قرآن.  كانال ۵: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

 

27) يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگم: "غلط كردم .

 

28) به يك تركه ميگن: ۲*۲ چند مي‌شه؟ ميگه:۵ تا! مي‌گن: برو بابا، ۴ تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!

 

29) ترکه زنگ ميزنه ۱۱۰ميگه آقا....... پدال گاز ترمز كلاچ دنده و فرمان ماشينم رو دزديدن پليس ميگه: تركي ؟ تركه ميگه: آره پليس ميگه : برو جلو بشين .

 

30) فیلمهای برگزیده ی جشنواره ی فیلم قم:"من بچه آخوند۱۵ سال دارم" "عبا قرمزی" "عمامه ای برای ۲ نفر" "آخوندی با کفشهای کتانی"

 

31) زن:مرد چرا كولر نمي خري؟ مرد: بابا به دردنمي خوره اون هايي هم كه دارن گذاشتن رو پشت بوم

 

32) تركه سر كنكور يه كم فكر ميكنه مغزش رگ به رگ ميشه....

 

33) به يك تركه ميگن جواب خون اين همه شهيد كي بايد بده ميگه: آزمايشگاه

 

34) تركه مي ره پيش اخونده مي گه حاج اقا با كفش مي شه نماز خوند؟ اخونده مي گه نه جانم نمي شه. تركه مي گه ولي من خوندم شد

 

35)  رشتيه مياد خونه ميبينه بچه ها حسابي شلوغ پلوغ كردن مي‌گيره همه رو ميزنه و ساكتشون ميكنه بجز يكي كه اصلا هيچي بهش نمي‌گه. رفيقش بهش ميگه: بابا چرا اينقدر بين بچه هات فرق ميگذاري؟ رشتيه ميگه: آخه اون يكي سيده .

 

36) تركه ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه:  باز خدا نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن!

 

37) يارو (اصلا منظورمان تركا نيستش) بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد اسمشو ميذاره :.. .پسفطرت..

 

38) در تبریز به خاطر میلاد امام علی به هر کی اسمش میلاد بود جایزه دادن

 

39) از غضنفر می پرسن می دونی چرا شمشیر حضرت علی ۲شاخه بوده؟ می گه:اره واسه اینکه شبها بزندتش تو شارژ .

 

40) تركه ریش بزی میزاره.میره تو جنگل شیره میخوردش میگه عجب بزی بود . مزه خر میداد!!!

 

41) ترکه پری دریایی میبینه میگه وای تو چقدر خوشگلی زن من می شی؟ پریه میگه من که آدم نیستم .ترکه میگه: فکر کردی من آدمم

 

42) ترکه به سن بلوغ ميرسه ، دم در مياره..!

 

43) از تركه ميپرسن: در جمله. تركي در كنكور قبول شد . از چه نوع فعلي استفاده شده؟ ميگه: ماضي بعيد!

 

44) انجمن ترك هاي مقيم مركز طي اطلاعيه اي از همشهريان درخواست نمود بمنظور جلوگيري از شيوع بيماري وبا از ديدن فيلم سالاد فصل خودداري نمايند.

 

45) بچه تركه امتحان داشته برق ميره. باباش با يه ظرف فلزي ميره در خونه لره .ميگه ببخشيد كمي برق ميخوام بچم امتحان داره . لره ميگه خره لااقل ظرف پلاستيكي مي اوردي.

 

46) تركه ميره كتابفروشي ميگه: آقا كتاب تركها آدم ميشوند رو دارين!؟ يارو ميگه: نه آقا ما كتاب تخيلي نداريم!!!

 

47) کارهاي غير ممکن: شالي کاري در قزوين / تشخيص هويت در رشت / آدم شناسي در اردبيل

 

48) به يك آقاي رشتي كه بچه زياد داشته ميگن اينقدر بچه داري اسماشون يادت ميمونه ميگه آره اسماشون كه يادم ميمونه فقط فاميلي هاشون يه ذره سخته

 

49) ترکه خودکارش تموم می شه میره ۱ دونه دیگه میخره همتونو سر کار میزاره

 

50) خروسه پول نداشته زن بگيره ميره گالينا بلانکا مي خره

 

 

51)  ترکه ميشه رئيس فدراسيون شطرنج دو قانون جديد ميزاره:
۱- اسب نمي تونه فيل رو بزنه
۲- خر هم بازي!!!

 

52) تركه ميره مسابقه قران ميگن دوست داري چه مقامي كسب كني . مگه مقام معظم رهبري

 

53) يه روز يه تركه داشته رد مي ‌شده،‌ يه نمره بهش ميدن قبول بشه

 

54) ترکه با زنه تو اسانسور بوده زنه به ترکه می گه کاری کن احساس کنم زنم ترکه هم لباساشو در می یاره می گه بشور

 

55) مرده تو اتوبوس ميگوزه همه ميخندن ميگه به خدا اگه ميدونستم اين همه حال ميکنيد براتون ميريدم.

 

56) يک روز بامشاد ميره جلوي مدرسه دخترانه ، مي گه: واييييييييييي چقدر عيال

 

57) ترکه سر چهار راه از ماشین پیاده می شه دوستش اونور خیابون می ده جو می گیره می گه اقا ۲نفر حساب کن

 

58) ازترکه میپرسن شغلت چیه:میگه: یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو لو نمیده

 

59) ازغضنفر مي پرسن تو چرا جورابت اينجوريه؟يه لنگش آبيه يه لنگش قرمز ؟ ميگه نميدونم والله ، يه جفت ديگه هم همينطوري تو خونه دارم !!

 

60) رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه
: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال

 

61) تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا
ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه

 

62) اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو قفل مي كنه

 

63) دانشمندان کشف کردن انسانهایی که موقع ریدن فکر می کنند - موقع فکر کردن می رینند.

 

64) یه بار آدم میره در خونه هوا در می زنه - هوا می گه کیه - آدم می گه بی پدر و مادر مگه جز منو تو که کسی اینجا هست.

 

65) مادره به بچه اش می گه می دونیم شیطون گولت زد موهای خواهرت رو کشیدی ؟ بچه می گه آره ولی لگدی که توی شکمش زدم ابتکار خودم بود!

 

66) اصفهانیه به پسرش می گه برو از خونه همسایه دو تا نون بگیر - پسره میره وبرمی گرده می گه بابا همسایه نون نداد - می گه اه اینم چه خسیسه برو از توی یخچال خودمون دوتا نون بیار. 

 

67) شعار تنظيم خانواده رشت : مادر عزيز دو پدر كافي است.

 

68) رشتیه زنش زایمان می کنه با دسته گل میره بیمارستان به زنش می گه مادر شدنت رو بهت تبریک می گم زنش می گه ایشالله یه روزی تو هم پدر شی.

 

69) یه بار اصفهانیه قرص اکس می خوره سوار تاکسی می شه کرایه بغل دستیشو حساب می کنه.

 

70) کمال تبریزی سازنده فیلم مارمولک برای ساختن فیلم مدرسه مارمولک ها به قم سفر کرد.

 

71) می دونین شباهت لر با زیر شلوار چیه ؟ با هر کدوم تا سر خیابون بری آبروت می ره!

 

72) به ترکه می گن نمی خوای آدم شی؟ می گه من از این قرتی بازیها خوشم نمی یاد!

 

73) یه نفر انگشتای دستشو به ترکه نشون می ده می گه این چندتاست؟میگه هووو چقدر یک!

 

74) به ترکه می گن بستنی کیم رو چه جوری می خورن می گه : می ذارن لای نون سیخشو در میارن!

 

75) چوپان دروغگو میمیره شب اول ازش می پرسن تو کی هستی می گه : دهقان فداکار!

 

76) بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم - فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول می گشتم!

 

77) یه کوسه یه آبادانی رو می خوره میره پیش باقی کوسه ها می گه مو نهنگم!

 

78) یه مگس توی آسمون سر گیجه می گیره از بالا می افته وسط بار ماشین آشغالی می گه منو این همه خوشبختی محال محال محال !

 

79) لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!

 

80) ـ ترکه از جلو یک سینما توی اردبیل رد میشده یه نگاه به سردرش میکنه و میگه:
این شهر یه سینما داشت اونم شد " خوابگاه دختران.

 

81) يه با ر يه دختري كه خيلي زشت بوده از يكي مي پرسه شباهت من و خورشید  چيه يارو جواب ميده: به هيچ كدوم نميشه مستقيم نگاه كرد

 

82) تركه خونش آتيش ميگيره دسترسي به تلفن نداشته براي آتش نشاني نامه مي نويسه

 

83) يه تركه مسجد مي سازه براي زياد شدن مشتري هاش رو تابلو ميزنه نماز صبح يك ركعت بدون وضو

 

84) يه تركه تو خيابون راه ميرفته يه خره هي دنبالش بوده تركه برمي گرده به خره مي گه چي از جون من مي خواي؟ خره ميگه من ووجدان بيدار تو بيدم

 

85) خره با گاوه دعواش مي شه زورش به گاوه نمي رسه ميره رو ديوار می نويسه گاوه خر است 

 

86) رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

 

87) دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين

 

88) به يه بچه ميگن بابا مامانت كجايين؟ ميگه :پدرم تركه مادرم رشتيه! ميگن بزرگرترين آرزوت چيه؟ ميگه : اين كه يتيم باشم!!

 

89) يه روز يه خانومي كه ترک بود مي ميره باباش رضايت نمي ده .

 

90) تركه با دوست دخترش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . تركه با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين!!

 

91) به تركه ميگن 2×2 ميگه چهار ميگن آفريم بيا اين 4 تا گردو بعد بهش ميگن 5×5 ميگه : يه گوني......

 

92) به اندي ميگن از چه بستني خوشت مياد ميگه : عروسكي عروسكي....

 

93) ترکه تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک میخوره فردا شب با بچه محلاش میخوابد

 

94) یه افسره جلوی یه ماشین رو میگیره.به راننده میگه:جناب شما به خاطر بستن کمر بند ایمنی5000تومان ازطرفه انجمن حمایت از ایمنی راهها جایزه بردید.حالا می خواهید با این پول چکار کنید؟
راننده:فکر کنم باهاش برم گواهیناممو بگیرم.زنی که بغل دست نشسته بود میگه:جناب سروان حرفاشو گوش نکنید شوهر من یه بند چرتو پرت میگه.در این لحظه مردی که در صندلی عقب نشسته بود از صدای سرو صدا بیدار شد و گفت:من از اولشم گٿتم که با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد.یهو یکی از صندق عقب داد زد :آقا از مرز رد شدیم یا نه؟

 

95) يه بار يه صندوق صدقه اكس مي خوره به مردم وام ميده

 

96) آسمان را می نگرم تو را می بینم خورشید را می نگرم تو را می بینم ماه و ستارگان را می نگرم تو را می بینم خوب مسخره بر از جلوم کنار دیگه

 

97)  هرگز یادم نمیره لحظه های با تو بودن را هرگز یادم نمیره لحظه ای که لب روی لب هام میگذاشتی و به من طراوت می بخشیدی هرگز لحظه هایی که تو رو زیر آب می بردم و باهات آب بازی می کردم یادم نمیره هرگز از خاطرم نمیری لیوانه شکسته‌ی من!!!!!!! آخه چرا شکستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

98) قزوینیه بن‌لادن رو پیدا میکنه زنگ میزنه به بوش میگه اون پسره رو که توی تایتانیک بازی میکنه بده اینو بهت بدم

 

99) پسر به پدر : بابا الاغها هم زن می‌گیرن؟      پدر : آره پسرم ، فقط الاغهان که زن ‌می‌گیرن

 

100) می‌دونی فرق یه منشی خوب و یه منشی خیلی خوب چیه؟  منشی خوب می‌گه : صبح بخیر رئیس ... منشی خیلی خوب می‌گه : صبح شده رئیس

 

101) ترکه داشته با حسرت به یه اسب نگاه میکرده بهش میگن چته؟ میگه کاش تحصیلاتم رو ادامه میدادم.

 

102) رشتیه میخواسته به دوستش نارو بزنه میره زنه ایدزی میگیره.

 

103) رشتیه ex میخوره میره خونه میبینه زنش تنهاس

 

104) تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!

 

105) تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

 

106) به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر

 

107) از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!

 

108) تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!

 

109) تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!

 

110) تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

 

111) تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

 

112) تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!

 

 

113) تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!

 

 

114) به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

 

 

115) تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟

 

 

116) به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!

 

 

117) تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!  

 

 

118)  تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!

 

 

119)  تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!

 

 

120) از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست

 

 

121) تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

 

 

122) به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!

 

 

123) تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

 

 

124) تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

 

 

125) تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه

 

126) تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

 

127) تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين.

يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده

 

128) به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!می گه کيهان

 نداشت همشهری گرفتم !!!

 

129) تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!

 

130) تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌ تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

 

131) يه دفعه يه ترکه داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

 

132) يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

 

133) یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

 

134) يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

 

135) دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

 

136) گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

 

137) از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

 

138) آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

 

139) آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه

 

140) يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

 

141) يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

 

142) به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 

143) يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

 

144) به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

 

145) دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسمانی
پسر
ه با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتر
ه نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 

 

146) يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

 

147) يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

 

148) مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 

 

149) از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
می پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه

 

150) بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا
قورتش دادي

 

151) يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم

 

152) بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟ بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

 

153) يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟                                   - عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟                 - ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟                                    - عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟                  - ده دلار!
- مگه ميشه؟                                       - چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

 

154) يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

 

155) يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

 

156) به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

 

157) طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره

 

158) بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

 

159) از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان

 

160) بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

 

161) بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله

 

162) بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟

 

163) يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

 

164) ترکه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

 

165) بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

 

166) تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله

 

167) غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه

 

168) ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو ترکه  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

 

169) يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

 

170) يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

 

171) به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟

 

172) يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

 

173) از ترکه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه

 

174) سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي هیچی نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون

 

175) تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

 

176) يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

 

177) ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن

 

178) به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

 

179) به ترکه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش

 

180) يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

 

181) سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

 

182) يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

 

183) تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟

 

184) يه ترکه يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه

 

185) يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت

 

186) زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم

 

187) سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

 

188) بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي

 

189) عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور

 

190) باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم

 

191) تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون

 

192) يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟

 

193) به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت

 

194) تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟

 

195) با يه ترکه ميگن بزرگترين ريسک زندگيت چی بوده . ميگه : يادمه يکبار اسهال داشتم ولی گوزيدم

 

196) يه روز يه مَرده مي ره ساندويچ فروشي تبریز، مي گه: آقا يه ساندويچ همبرگر بدين ولي گوجه نذارين.
ترکه مي گه: ببخشيد آقا ما گوجه نداريم، مي خواين خيارشور نذارم

 

197) ميدوني فلسفه چس چيه؟
تلاش مرموز گوز براي حفظ آبرو

 

198) دريک مجلس ميهماني پسر کوچولوي صاحبخانه با پالتوپوست مادرش بازي مي کرد0 خانمي
از او پرسيد:اين پالتوي پوست مال مادر شماست؟
جواب داد:بله!بله خانم.پرسيد:مي تواني بگويي کدام حيوان بيچاره پوستش کنده شده تا مادر
شما داراي چنين پالتوي پوست زيبايي شد؟
 پسر کمي فکر کرد و گفت:بله خانم ،بابام

 

199) ترکه مي ره خواستگاري، مادر و پدر دختره بهش جواب رد ميدن، مي گن: دختر ما داره درس ميخونه. ترکه مي گه: ايشكال نداره، من مي رم دو ساعت ديگه برميگردم

 

200) تركه زنگ ميزنه به آژانس و ميگه: آقا ببخشيد مزاحمتون شدم، ماشين دارين؟ رزروشن آژانس هم با كلي كلاس ميگه: بله قربان! ترکه میگه خوش به حالتون

 

201) به ترکه می گن با خرچنگ جمله بساز ، می گه کره خر چنگ نزن

 

202) ترکه به غول چراغ جادو مي گه: قدس را آزاد کن، غوله مي گه: نمي تونم. ترکه مي گه: خوب پس، منو آدم کن ... غوله مي ذاره و در مي ره. ترکه داد مي زنه و مي گه: کجا... غوله مي گه: دارم مي رم قدسو آزاد کنم، راحت تره

 

203) معتاده سر منقلش بوده که یهو توپ پسر همسایه می خوره تو بساطش.بعدش هم صدای کوبیدن در میاد.وقتی در را باز می کنه میبینه صاحب توپ که هول شده بوده میگه: عمو توپم-توپم.(یعنی توپم رو بده)معتاده میگه: چه خبره ؟!خب منم توپم -ماهم توپیم! همه توپن

 

204) به یه کلاغه میگن دودو تا میگه غارتا

 

205) عبود میره یه نوشابه زرد میخره و میزنه  به بدن-وقتی میاد پولشو حساب کنه میبینه که پول همراهش نیست.ناچارا داخل شیشه ادرار میکنه و دربش رو هم می بند ه و نوشابه رو پس میده - چند لحظه بعد غضنفر میاد نوشابه بخره و از بخت بدش همون شیشه پر از شاش گیرش میاد! اونم هیچی نمیگه و تا ته شیشه رو کوفت میکنه-بعد که میخواسته به طرف حالی کنه که نوشابه نبوده و شاش بوده میگه: آقا نوشابت که شاشی بود...ایلده اگه یه ساندویچ گهی هم داری بیار بخوریم

 

206) يه بار يه اصفهانيه داشته با خانواده اش از جلوي رستوران رّد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن د به بچه هاش ميگه بچه ها اگه بچاي خوبي باشين يه دفعه ديگه هم از اينجا ردّتون مي كنم

 

207)  چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد

 

208) تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه

 

209) تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز

 

210) به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم

 

211) ه بار يه تركه تو قبيله آدم خوارها اسير ميشه! از يكي ميپرسه آقا با من چي كار دارين؟ ميگه ما آدم خوريم حالا هم تو اين ديگ ميپزيمت و ميخوريمت! تركه ميگه: چي شد؟ حالا كه بخور بخوره ما آدم شديم!!!

 

212) اصفهانیه سواره ماشین می شه . آخره مسیر به راننده میگه : حاج آقا کرایه ی ما چند میشه ؟ یارو میگه : 50 تومان . اصفهانیه میگه چه خبره ؟ اولندش که 40 تومان میشه بعدشم من 30 تومان بیشتر ندارم حالا فعلا این 20 تومان را بگیر . ... یارو میشماره می بینه 10 تومان

 

213) به یه ترکه گفتند :شما لهجه دارید؟؟
گفت نه والا .میخوای........ بیا بگرد

 

214) به اصفهانیه می گن با کالسکه جمله بساز  می گه  این میوا کالس که  

 

215) یه معتاد شیرازی روی دستگاه پیغام گیر خونش پیام گذاشته بود:
هشتم......ولی خشته ام....

 

216) اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"! 

 

217) یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

 

218) به يه تركه ميگن خسته نباشي  ميگه اگه باشم چه گهي ميخوري

 

219) به تركه ميگن با نخ سوزن جمله بساز، ميگه:اين بجه هاي تيم ملي واقعا زحمت مي کشند مخسوزن علي دايي

 

220) یه اصفهانی بعد 20 سال میره کفش بخره.وارد مغازه که شد به مغازه دار میگه: سلام-بازم اومدیم 

 

221)  تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي‌سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كم‌كم داري فرار ميكني‌ها

 

222) بابا جون يه خبر خوش برات دارم... خبر خوشت چيه پسرم ؟مگه قول نداده بودي که اگر معدل ثلث اولم 10 بشه 50 تومان بدي؟چرا پسرم قول داده بودم خوب حالا خبر خوش اينه که ميتوني پولت را پس انداز کني

 

223) به غضنفر ميگن با فرشاد يه جمله بساز ميگه: روح غضنفرشاد

 

224) توله سگ از مدرسه برگشت، مادرش گفت: امروز درس چي داشتين؟ توله ‏سگ گفت: زبان خارجي. مادرش گفت: چي ياد گرفتي؟
توله ‏سگ گفت: ميو، ميو

 

225) به ترکه ميگن يه جمله بگو که توش چاي باشه ... ميگه قوري  

 

226) مگسه روي تركه نشسته بود .. تركه ميگه : دیدی؟ ... بلاخره نمرديم و يه گهي شديم

 

227) به غضنفر ميگن فرق كچل با هواپيما چيه ؟
ميگه : كچل كه فرق نداره . هواپيما هم نكته انحرافيه !!!

 

228) یارو نارنجک به خودش میبنده میره زیر تانک خودی.... رو قبرش مینویسن حسین نفهم

 

229) تو ارديبل مانور ميذارن ... دشمن فرضی پيروز ميشه

 

230) يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه

 

231) تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه
مينويسه: سلام بر ننم،‌ بالايي منم

 

232) ترکه کفترش رو گم میکنه تو روزنامه آگهی میزنه !!!!! بیه بیه!!!!!!!!

 

233) به تركه مي گن با انجام جمله بساز ميگه:من را از بازي كشيدن بيرون يه ان جام گذاشتن

 

234) ترکه ميره خرش رو بفروشه وسط راه خوابش ميبره ... وقتی بيدار ميشه ميبينه خرش داره پول ميشمره!


235) لره رفته بوده مخابرات به خان تلفن بزنه.بعد از چند دقیقه مخابراتچی بهش میگه آقا برو اتاق چهار-یارو لره هم همینطور که داشته می گشته میره اشتباها تو مستراح!بعدش به جای گوشی تلفن فلاش تانک رو بر میداره و میگه:الو-خان! چرا حرف در نمی کنی؟! بوت میاد ولی صدات نمیاد

236) ترکه میخواسته آب بخوره ، آب نبوده تیمم می کنه!

237) تركه آشغال رفته بوده توی چشمش ، بعد وایساده بوده جلوی آیینه هی فوت میکرده ، دوستش میاد بهش میگه بابا همین کارها رو میکنید بهمون میگم ترک ها خرن دیگه ، آخه آی کیو ، اونی که توی آیینست باید فوت کنه !

238) پسر تركه تو پارك با یه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همین که داشتن حرف میزدن یهو دختره میگه :
واي بابام از دور داره مياد
تركه : بابات تا حالا منو ديده ؟
دختره : نه
تركه: اينكه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم

 

239) یه روز بارونی یک راننده کامیون كه ترك بود53 نفر رو توی یک حادثه می کشه . سروان اداره رانندگی ازش ماجرا رو می پرسه ؟
- والا .. جناب سروان .. ما داشتیم رانندیگی می کردیم که یهو یکی از چرخها ترکید و کنترل کامیون از دستم خارج شد . تو جاده ای که می رفتیم دیدیم 50 نفر اینور خیابون ایستادن و 3 نفرم اونور .. با خودمون گفتیم 3 نفر بمیرن بهتره تا 50 نفر . برای همین فرمون رو انوری گرفتیم .
- آخه مرد حسابی .. پس چه جوری 53 نفر مردن ؟؟؟!!!
-راستش .... داشتیم به طرف اون 3 نفر میرفتیم.. دو تاشون مردن ولی یهو یکیشون به اون سمت خیابون فرار کرد

 

240) يه روز يه تركه رو ميگيرند ميبرند کلانتري .
تركه ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟
جناب سروان ميگه :
واسه عرق خوري .
تركه ميگه :
پس چرا نمياريد بخوريم

 

241) روزي يك عربی با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟
- نه ولک من سالم نيستم, جاسم ام!

242) به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم

 

243) مادر عروس از خواستگار پرسيد : تا به حال ازدواج کردی؟
خواستگار : نه
مادر عروس : از کجا باور کنم؟
خواستگار : به جان بچه هایم راست میگویم

 

244) يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من

 

245) یه ترکه دست می زاره رو نافش ، Reset می شه

 

246) پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن -براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار

 

247) ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!

 

248) تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

 

249) تركه به زحمت يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم

 

250) از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

 

251) تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

 

252) اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!

 

253) به تركه ميگن با توكيو جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو

 

254) تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش مي‌پرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم

 

255) تركه داشته براي رفيقش تعريف مي كرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالحي، منشي ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم رفت، بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، گفت امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم گفت: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا و خانوم بچه ها جمعند، براي من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد خوشحال ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم

 

256) به ترك ميكن با لوبيا جمله بساز ميكه كوجولو بيا

 

257) تو نماز جمعه تبريز ملت داشتن به آمريكا و اسرائيل فحش مي دادن و ميگفتن كثافت, الاغ! امام جمعه ميگه بانوان محترم لطفا هفته ديگه نياين ميخوايم فحش ناموسي بديم

 

258) تركه برف پاكن ماشين ميزنه هيپنوتيزم ميشه.

 

259) به ترکه ميگن با توله سگ جمله بساز ميگه: طول سگ ضرب در عرض سگ مساويست با مساحت سگ

 

260) يه بسيجيه روي پيغام گيرش گذاشته بود : سلام عليکم لطفا بعد از شنيدن سوره بقره پيغام خود را بگذاريد

 

261) از يه تركه پرسيدند: "اسم كوچيك فردوسي چيه ؟"گفت: " ميدان

 

262) تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!

 

263) به ترکه میگن با ترجمه جمله بساز میگه انتر جمعه کجا بودی!

264) روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده!

265) تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!

 

266) یه روز یه ترکه تو اتاقش عکسه یه گوره خره رو زده.ازش میپرسن این عکسه کیه؟میگه این عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد

267) تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

268) به ترکه میگن با بالش جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده با تیر زدم تو بالش. بهش میگن نه با اون بالش جمله بساز.میگه آها یه بار رفتم شکار پرنده زدم تو او بالش.بهش میگن ااااه اصلاً با بالش نمیخواد با تشک جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده توشک موندم بزنم توی این بالش یا اون بالش

 

269) یه روز به یه گوسفنده میگن به چه سبکی دستشویی میکنید؟ میگه به سبک گروه آریان ( دونه

دونه دونه دونه دونه ) !!!

270) به تركه ميگن شما ناراحت نميشيد اينقدر جوك به شما مي بندند.تركه ميگه اي بابا اينها برا شما جوكه برا ما همه تك تك خاطره است

271) ترکه رفته بوده تماشای اجرای پیانو.وقتی نواختن تمام میشه ترکه پامیشه و فریاد میزنه: یاخچیدی!یاشاسین آذربایجان!دنیا تورکیش!!!یارو نوازنده میاد ازش میپرسه که تو از کجا فهمیدی که من ترکم؟ ترکه بهش میگه: ایلده وقتی خواستی برنامه رو شروع کنی بجای اینکه صندلی رو ببری جلو پیانو رو کشیدی عقب

 

272) يه نفر تو اتوبوس كنار تركه نشسته بود، ميبينه تركه داره ميلرزه! ميپرسه چرا ميلرزي تركه ميگه: دارم مي گوزم! مي پرسه پس چرا صدا نداره ميگه: گذاشتم رو ويبره

 

273) به ترکه مي گن : با( ميس کال) جمله بساز: ترکه مي گه : بي زحمت يه ميس کال زعفرون بدين!!!

 

274) ـبه ترکه ميگن : با (تاليا ) جمله بساز> ترکه ميگه: تا لياقت نداشته باشي بهت زن نميدن

 

275) ـبه ترکه مي گن با (انجير و زنجير) جمله بساز. ترکه مي گه : اگه شانس بياري زن جيرت مي اد.اگه شانس نياري ان جيرت مي آد!!!

 

276) به ترکه مي گن با (گوهر) جمله بساز : ميگه توی گو هر وقت ما را ميبيني مي گي جمله بساز

 

277) به تركه ميگندباپول يه جمله بساز ميگه آمپول

 

278) تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين

279) سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟


280) تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه:ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

281) به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!

282) لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني محکم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!

283) بچه: بابا، هواپيماي به اين بزرگي رو چطور مي دزدند؟ - پدر: اول صبر مي كنند بره بالا، كوچيك كه شد بعد مي دزدنش!!!

284) معلم:كي ميدونه گاو چند تا استخوان داره؟ دانش آموز:آقا قصاب

285) عبود با كُت و شورت تو خونشون نشسته بوده. زنش مي‌پرسه: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسه: پس چرا ديگه شورت پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد

286) به تركه ميگن اندوهناكترين لحظه عمرت كي بود؟ميگه والا اون روز كه بم زلزله امده بود ما رفتيم كمك. يه بچه 12 ساله رو از زيرآوار در اوردم و اونو خاكش كردم. اين اندوهناكترين لحظه عمرم بود. بهش ميگن آخه چرا؟ميگه آخه بچه ي همش ميگفت ترك خر من زنده ام ولي من گوش نكردم

 

287) تو اردبيل شبكه تلويزيونيشون داشته رازه بقا نشون مي داده كه دو تا كره خر مي زنند كه شير رو مي كشند همونوقت برنامه قطع ميشه و نشون مي ده ورزشكاران دلاوران نام آوران ...

288) يه بار يه خانم باردار جيشش نميومده ميره سونوگرافي معلوم ميشه نوزادش پتروس فداركاره

289) يه روز يه تركه تو رود خانه داشته غرق مي شده كه يه خره نجاتش ميده بعد تركه به خره ميگه خدا از برادري كمت نكنه

290) روز جاسم ميره دكتر مي گه من هر شب مسابقه فوتبال خرها را تو خواب ميبينم دكتر يه سري قرص براش مينويسه ميگه از امشب بخور.جاسم ميگه نميشه از فردا شب بخورم دكتره ميگه برا چي؟ مرده ميگه آخه امشب فينالشونه

 

291) از تركه مي پرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد: ايمان و تقوا

292) تركه تو دستشويي نشسته بود يكدفعه عاروق ميزنه ميگه واي كه بر عكس نشستم

293) ترکه دل درد داشت رفت دکتر. دکتر يه ظرف کوچيک بهش داد و گفت: فردا تو اين مدفوعت رو بريز بيار. ترکه فرداش با يه سطل پر عن رفت پيش دکتر...! دکتر گفت اين چيه...؟ چرا اينقدر زياد...؟ گفت: آقاي دکتر، گفتم شايد تعارف ميکني

 

294) رشتیه كيف سامسونت ميخره !! اگه كفتيد از كجا مي فهمن مال رشته !! كيفا مي ذاشته تو زنبيل

295) تركه رو به جرم جعل اسكناس هفتاد توماني دستگير ميكنن.

296) تركه داشته شامپو رو بدون آب به كلش مي ماليده.ميگن چرا آب نمي ريزي رو كلت؟ميگه:آخه نوشته براي موهاي خشك

297) تركه خيلي خوابش مي اومده دو تا رخت خواب ميندازه

298) تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!

299) ميدوني شباهت ترك عاقل با دايناسور چيه؟ نسل هر دوتاشون منقرض شده

300) يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکي اومد گفت : خر چند؟! ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!! يارو گفت : کي با تو بود؟! با اين غازه بودم