لحظه ديدار
|
لحظه ديدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز می لرزد، دلم، دستم . باز گويی در جهان ديگری هستم . هاي ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تيغ ! هاي ! نپريشی صفای زلفم را، دست! آبرويم را نريزی، دل ! - اي نخورده مست - لحظه ديدار نزديك است |
مهدی اخوان ثالث
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی ۱۳۸۶ ساعت 23:33 توسط میثم
|